خرید بک لینک

 

اندوه تو شد وارد کاشانه ام امشب مهمان عزیز آمده در خانه ام امشب در خانه ام امشب
صد شکر خدا را که نشسته ست به شادی گنج غمت اندر دل ویرانه ام امشب دل ویرانه ام امشب

ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد ای بی خبر از گریه مستانه ام امشب
از من بگریزید که می خورده ام امشب با من منشینید که دیوانه ام امشب
یک جرعه از ان مست کند هر دو جهان را چیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشب

تا بر سر من بگذرد آن یار قدیمی خاک قدم محرم و بیگانه ام امشب
از من بگریزید که می خورده ام امشب با من منشینید که دیوانه ام امشب
یک جرعه از ان مست کند هر دو جهان را چیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشب

برچسب: نویسنده: پسرخاله تاريخ: دوشنبه 28 مهر 1393 ساعت: 21:41

صفحه بندی